آقا خرسه و خانوم کلاغه توی هواپیما نشسته بودند. خانوم کلاغه یک لیوان آب به مهماندار سفارش داد و وقتی مهماندار آب را آورد، خانوم کلاغه آن را روی زمین ریخت و لیوان خالی را به مهماندار برگرداند و دوباره سفارش یک لیوان آب داد.
خانوم کلاغه این کار را چند بار تکرار کرد. آقا خرسه که خیلی از این کار حال کرده بود، نیز سفارش یک لیوان آب داد و آن را به محض دریافت به صورت مهماندار پاشید. مهماندار که از این کار ناراحت شده بود، به حراست هواپیما و خلبان و دیگران شکایت کرد و آنها نیز دست و پای آقا خرسه را گرفتند و از هواپیما بیرون انداختند. خانوم کلاغه در حالیکه به صندلی تکیه داده بود، با صدای بلند به آقا خرسه گفت: تو که بال و پر نداری، بسیار غلط و بیجا کردی که با مهماندار از این شوخی ها می کنی.
آقا خرسه هم در میان زمین و هوا گفت:
لزومی ندارد که آدم حتما بال و پر داشته باشه. کافی است مثل من دو تا بیضه بزرگ داشته باشی.