ترکیبات بنددار
هر روز یک بند به قانون اضافه میشه. بعضی وقت ها بندهای قانونی به تنهایی جوابگوی مسائل اجتماعی نیست، آنوقت باید دستبند و یا چشم بند توی کار بیاید. آونوقت است که بند دل آدم پاره میشه. وای امان از بند، بند، بند.
داشتم فکر می کردم، به همین خاطر است که اندیشه های ما خودبه خودی استبداد زده هستند، زیرا مدام از کلمات، ترکیبات و عبارت های استبداد زده مانند بند استفاده می کنیم.
راستی در روز چند بار از ترکیبات بنددار استفاده می کنیم.؟ بگذارید چند تا بند برایتان مثال بزنم، از بند به معنی زندان تا بند ناف.
چیزی که این بندها با هم در آن مشترک هستند، اجبار و زوری است که سعی می کند یک چیز و یا یک کسی را به یک چیز و یا به یک کس دیگر ببندد و یا کنار هم نگه دارد.
مهمترین بندها صرفنظر از بند تنبان که تنبان ما را محکم به کمر ما نگه می دارد، عبارتند از:
بند به معنی نخ و یا طناب، بند کاغذ(واحد رول های کاغذ)، بند ساعت، کمربند، دربند، پای بند، گردن بند، آب بند، باربند، پشه بند، پوزه بند، بیضه بند، سینه بند، روبند، زانو بند، شاش بند، ماست بند، مچ بند. ترکیب بند، ترجیع بند و یا ترکیب هایی مانند بند از بند جدا کردن،آجر روی آجر بند نشدن، بند انگشت، بنده خدا، بنده شکم، دربند چیزی بودن، بند کشی در حرفه بنایی، در بند چیزی بودن.
خلاصه همه چیز بند دارد ولی به قول شاعر:
نی و نیشکر هردو دارند بند
ولی هیزم است این و آن شاخ قند
گ
مطالب تا تاريخ سی ام مرداد 1384