تبليغاتX
سینه‌چاک
پنجمین گردهمایی مجازی وبلاگ نویسان ایران

پالتاک 5

چکیده: ببینید دوستان من خودم هیچ کاره هستم. فقط به من از بالا گفتند که این داستان را اعلام کنم. ما جمعی ازوبلاگ نویسان ایران  هستیم که چهار بار تحت عنوان گردهمایی مجازی وبلاگ نویسان ایران توی پالتاک گرد هم آمدیم. ولی از آنجا که هیچ کس زیر این اعلامیه گردهمایی را امضا نکرده بود. معلوم نیست "هاله" این جمع کی هست که بهش بگوییم بابا این جمله را درست کنید. خلاصه مثل ایران خودمان که هر چی میشه، هیچ کس از موضوع خبری نداره و همه گردن همدیگه می اندازند،  اینجا هم اینجوریاست. دردسرتان ندهم هرجور بود خواستیم راجع به آسیب شناسی و هرز نویسی در وبلاگ ها حرف بزنیم. به خصوص اینکه یکی از برادران وبلاگ نویس درست موقعی که همه برای آزادی بیان و اندیشه بیخودی جیغ و داد می کردند و با فرافکنی،  همه تقصیرها را  گردن جمهوری اسلامی می انداختند، ناگهان دچار هجوم هرز نگاران شد که بیا و ببین چه قشقرقی  بر پا شد،  به طوری که قربانیان آزادی اندیشه و بیان درد خودشان را نیز فراموش کردند. البته از همه دردناک تر دفعه قبل بود که بعد از چهار بار جمله را به صورت چهارمین گردهمایی وبلاگ داران ایران تغییر دادند و طبق معمول موضوعش هم آسیب شناسی بود ولی از آنجا که دموکراسی باید رعایت می شد و برای اینکه مثل دفعات قبل مردم نگویند که خودشان همه کارها را کرده اند، قرار شد رای گیری کنیم که آسیب شناسی از اون نظر رای نیاورد ولی با این وجود خوشبختانه موضوع بحث را همان قرار دادیم. ولی بدبختانه فقط شش نفر آمدند یعنی از کل هشت نفرشان دو نفرشان هم غایب بودند.
موضوع: هیس هیس ممکن است اگر موضوع را مشخص کنیم ناراحت بشوند و به دموکراسی لطمه بخوره. در حال حاضر همه برند خونه هاشان هر موقع برادران اصلاح طلب خواستند برای وبلاگ نویسان جلسه تشکیل می دهند و اونوقت اجازه دارند توی وبلاگشان بنویسند. تازه نباید کسی بفهمه که  ما گفتیم که بنویسید. بهر حال به نظر من بنشینید توی خانه هاتان. آخر چرا می خواهید از خانه هاتان بیایید بیرون و مبارزه مسلحانه بکنید.بدانید وبلاگ اسلحه نیست مگر اینکه دست ما باشد. یا اینکه انتخاباتی و یا چیزی توی این مایه ها برگزار بشه.
 چقدر شما آدم های منفعلی هستید. ما روش های مدنی و مدرن مبارزه را می پسندیم. به ما هم ربطی نداره که امکان پذیر است و یا نه. چشم گنجی هم کور.
 به عوض خشونت باید توی زندان خفقان می گرفت و حبسش را می کشید. بعد هم می آمد بیرون مبارزه مدنی می کرد.  من یک استراتژیک هم دارم. به عوض اینکه بوی خشونت را توی وبلاگستان در بیاورید برای هم ایمیل بفرستید ولی مواظب باشید بوش جایی درز نکنه که اینا ناراحت بشن. اگر هم این جوری ادامه بدید من دیگه وبلاگ نمی نویسم، تا موقع انتخابات که همه مردم ایران منفعل می شوند ولی ما فعال و به بقیه هم اعتراض می کنیم چرا منفعل شدید؟ 
اسد جون اون آقا که توی عکس دهانش بازه، در حال اعتراض، صریح و بی پرده می گوید که ما این شکلش را نمی خواهیم، بلکه باید اینا که دست و پای هم را می بوسند
شکلشان عوض بشه. در ضمن ضد انقلاب اون دو تا دختر کرد خشونت طلب هم  یواشکی گذاشته بود توی بولتن های خصوصی آقایان. خدا کنه که اون دو تا را نبینند وگرنه انکحتو و زن وشتو ...

نظر: به نظر من فکرهای عوامانه را از سرتان بیرون بیاورید و بیایید از لحاض نظری این ها را بررسی کنیم. شیوه نظری همیشه جواب داده. خشونت توش نیست و هیچکی هم بهت کاری نداره چون هیچکی چیزی ازش سر در نمی آره  که باهات کاری داشته باشد. به قول برادر جان گارتنر:
جامعه‌اي كه مهارت در لوله‌كشي را تحقير مي‌كند، زيرا كاري پيش پا افتاده است و هر سخن مهمل فلسفي  را بر مي‌تابد، چون فلسفه مقام بالايي دارد، نه لوله‌كش خوبي خواهد داشت و نه فيلسوفي به‌درد‌خور. نه در لوله‌هايش آب بند مي‌شود  و نه در نظريه‌هايش.

گ          
                               مطالب تا تاريخ    بیست و نهم مرداد 1384