هر طنزي خندهدار است ولي هر نوشته خندهداري طنز نيست. ممكن است هجو، هزل و يا فكاهه باشد. طنزپرداز بزرگ ايران مينويسد كه: هجو يعني به تمسخر گرفتن عيبها و نقصها به منظور تحقير و تنبيه، از روي غرض شخصي. طنز همان هجو است با اين تفاوت كه از روي غرض اجتماعي است. به عبارت ديگر طنز تكامل يافته هجو است. هزل يعني شوخي ركيك بهمنظور تفريح و نشاط، در سطحي محدود و خصوصي. فكاهه همان هزل است با اين تفاوت كه داراي جنبه عمومي است. به عبارت ديگر فكاهه تكامل يافته هزل است. بهطوري كه از اين تعريفها برميآيد در هجو و طنز، نيش وجود دارد و در هزل و فكاهه نوش. خنده هزل و فكاهه نوشخند است و خنده هجو و طنز، نيشخند. فرنگيها در برابر طنز و فكاهه دو اصطلاح ساتير(satire) و هيومر(Humor) را دارند. ابراهيم نبوي در مورد طنز ميگويد: طنزنويسي در ايران مثل لطيفه گفتن است، همه از آن خوششان ميآيد، اما كسي به آن رسميت نميدهد. كتابش را يواشكي چاپ ميكنند، يواشكي ميخرند، يواشكي حمل ميكنند، يواشكي ميخوانند و يواشكي ميخندند و بعد نگاههاي خشن و سرد است كه به خواننده ختدان خيره ميشود.