* خرهای عزیز، من امروز چند تا استراتژیک خرانه داشت. راستی یادتان نرود خاطرات ملا حسنی را بخوانید. کاغذش هم کاهی است. می دانید ما خرها اصولا آزاد خلق شده ایم و علاقه داریم توی دشت و صحرا و فضاهای بزرگ بچریم جفتک بیاندازیم و عرعر کنیم ولی آدم ها به زور می خواهند ما را بندازند توی طویله هاشان. طبق پژوهش یکی از الاغ های شاخص جبهه خران، قرار است آدم ها پس از تسویه حساب با خودشان به سراغ ما الاغ ها بیایند، ینجه هایمان را قطع کنند و ما را توی طویله های انفرادی بیاندازند و از صبح تا شب از ما بیگاری بکشند. همین اکبر گنجی را ببینید، ببینید این آدم ها به خودشان هم رحم نمی کنند، مطمئن باشید حساب ما خرها معلوم است. امروز نوبت آدم ها است، فردا نوبت ما خرها می شود. خرهای عزیز به پا خیزید، فردا نوبت شماست. خود را از سنگینی پالان رها کنید، جفتک اندازی کنید و سم های خود را به هوا کنید، پوزه بندتان را کنار بزنید و با صدای بلند عرعر کنید. افسارتان را به دست این و آن ندهید، هر کار خرکی که می توانید انجام دهید. این آدم ها مثل ما الاغ ها نجیب و بی آزار نیستند. این آدم ها خیلی خبیث هستند. برای حفظ خریتمان، نگذارید آدم ها حقوق خرانه ما را زیر پا بگذارند.
** شنیدم توی فرانسه چند نفر دختر را از مدرسه به خاطر داشتن روسری اخراج کرده اند. رفتم توی این فکرکه آدم ها چه موجودات عجیبی هستند.چرا این مسلمانانی که توی فرانسه زندگی می کنند به ایران نمی آیند، عجیبه؟ نیست؟ حاضرند توی فرانسه انواع توهین را تحمل کنند ولی به کشور مسلمانی مثل ایران که آزادی سر کردن روسری، وجود دارد، نمی آیند ( حتی به زور تو را مجبور می کنند که این آزادی خودت را رعایت کنی).
یا فکر کنید مردم کردستان مدام در حال تظاهرات و اعتراض هستند که چی؟ که چرا آدم می کشید. بابا تو پاشو برو اروپا زندگی کن و یا برو برای خودت کردستان عراق، به عوضش آدمکش ها و جنایتکارهای فاشیست آلمانی و یا اروپایی که خارجی ها را می کشند، بروند کردستان با خیال راحت زندگی کنند. یا مثلا اون های که دوست دارند حقوق بشر رعایت بشه بروند ژنو زندگی کنند و کسانی که مایلند حقوق بشر از نوع اسلامی باشد، بیایند ایران. واقعا چه اشکال داره؟ چرا اینقدر توی سر هم می زنید یا همدیگر را می کشید؟ راه حل به این تمیزی و خوبی، کاملا مسالمت آمیز و بدون هیچ کشت و کشتار. یا حتی در مورد رادیو و تلویزیون هم این کار صدق می کند. یک برنامه تلویزیونی بگذارند که از صبح تا شب 24 ساعته نمام مسابقات قرائت قران را پخش کند. انواع مداحان و قاریان توش برنامه اجرا کنند. چه اشکالی دارد؟ نه واقعا؟ مشکل اینجا پیدا می شود که اونهایی که درخواست چنین برنامه رادیو تلویزیونی می دهند خودشان ماهواره نگاه می کنند. من نمی فهمم، به جای این همه گفتگوی تمدن ها و بدبختی و سختی مبارزه و خیلی چیزهای دیگر، بیاییم تبادل تمدن ها بکنیم و آدم ها را با هم معاوضه کنیم. ببینید توی جنگ ها هم همین کار را می کنند. اسیرهایی که دوست ندارند توی یک کشور باشند با اسیرهای کشور دیگر عوض می شوند. حالا یک قرارداد هم بگذارند که مثلا به ازای هر دو زن یک مرد عوض شود و یا چیزهایی مثل این. خیلی که سخت نیست. به نظر شما این راه حل منطقی و عملی نیست؟