اگر با پالتاك،( يعني همان سيستم چت صوتي-ويديويي به عبارت ديگر مسنجر صوتي-تصويري) كار كرده باشيد، طنز زير را بهتر ميفهميد. به خصوص اگر از ايران به پالتاك وصل شويد.
حسين آقا: همسايههاي عزيز، امشب دور هم جمع شدهايم كه به كمك اينترنت پرسرعت به يكي از اتاقهاي پالتاك سري بزنيم.لطفا، اگر كسي خواست حرف بزنه دستش را بالا كنه. من اسامي را يادداشت ميكنم و گوشي تلفن را به هركس كه نوبتش بود ميدهم. صداي تلفن هم روي بلندگو براي همه پخش ميشه. براي اينكه صدا به همه برسه، سكوت را رعايت كنيد. اگر موافق باشيد ارتباط را برقرار كنيم.
مشترك گرامي با اين كارت تلفن اينترنتي شما ميتوانيد 3 ساعت و 47 دقيقه صحبت كنيد.
الو الو الو سيما جان. بابايي چطوري. آره مامانت هم خوبه. همسايهها همه هستند. تو و كامپيوترها و بچهها آمادهايد. صدا خوب ميآد؟ پس شروع كن. ..الو... الو. اول اكانت كبري2004 را وارد كن.
كبري خانم: سلام سيما خانم خوبي؟ آقاتون چطوره؟ كوچولو خوبه؟ تو خارج خوش ميگذره؟
حسين آقا: بابا كبري خانوم ما براي احوالپرسي كه نيامديم اينجا.
سيما: ادمين به كبري2004 سلام ميكنه.
كبري خانم: الان ولش كن هيچي ننويس.
الو ..الو ...الو ممد دوكله و سكين كوفته ريزه را هم وارد اتاق كن.
سيما: ادمين به سكين كوفته ريزه و ممد دوكله سلام ميكند.
ممد دوكله: بنويس خيلي آقايي.
سيما: ممد آقا ادمين خانومه اسمش هم ماري است.
ممد دوكله: ببخشين بگو ماري خانوم مخلصتيم. زود تا تنور داغه يه پي ام هم بهش بده.
در اين لحظه فاطمه خانم سر ممد دوكله فرياد ميزند: چه خبرته باز يه دختر ديدي هول شدي. واه واه دخترهي ادمين خجالت نميكشه. جلوي روي همه ميخواد شوهر آدم را قر بزنه.
حسين آقا: فاطمه خانم شلوغ نكن بنشين تا ردت(RED) نكردم . اون كه نميدونه كه ممد دوكله كيه.
الو.. الو سيما.. بقال محله هم وارد اتاق كن. دست سكين كوفته ريزه را بالا ببر ميخواد نوبت بگيره.
سيما: سكينه خانوم، دو نفر زودتر از شما نوبت گرفتند. ممد آقا،ماري به پي امت جواب نميده.
ممد دو كله: ماري .. وا..سس..ه چي جواب ... الو... الو ..
صداي نا آشنا: آره خواهر ديروز جات خالي بود. رفتيم... الو..الو.. خانم شما كي هستيد قطع كن.. الو.. ما يه تماس مهم داريم الو...
سيما: الو بابا جان چي شد. هيچي دخترم خط رو خط افتاده بود.
بقال محله: ببخشيد سيما خانم خواهرا و برادرا توي اتاق قاطي نشستند يا جدا هستند؟
سيما:ابراهيم آقا بقال، شما چه حرفهايي ميزنيد . من چه ميدانم.
بقال محله: خوب حالا شما يه سلام هم به ماري خانم بكنيد. ضرري ندارد.
ممد دو كله:...چي شد؟ چي شد؟ ماري مال خودمه اول به خود من سلام كرد.
حسين آقا: بشين ممد. اين دفعه باونست ميكنم ها. مواظب باش الان دنيا داره به حرفاي ما گوش ميده يه كم مودب باش.اين ماري هم معلوم نيست اصلا دختر باشه. ممكنه يه سبيل كلفتي مثل خودت باشه.
سيما: جيمي از سكين كوفته ريزه ميخواد برند باهم توي يك اتاق ديگر، با هم خصوصي حرف بزنند.
رگهاي گردن شوهر سكينه خانوم(سكين كوفته ريزه) بيرون ميزند، دست در جيبش ميكند و يك تيزي ضامن دار بيرون ميكشد آآآآ......ي نفس كش... و ميخواهد ...
كه حسين آقا خطاب به او مي گويد: چرا خودت را بيخودي ناراحت مي كني؟ اينا كه راست راستكي نيست. شماها همه مجازي هستيد. اونا همه مجازيند. همه ما مجازي هستيم.
الو الو برادرا اونجا چه خبره؟ مدت زمان مكالمه داره زياد ميشه. مجبورم ارتباط را قطع كنم. ...صبر كن...
پس به اون خواهر سكينه بگيد هر وقت خواست مايك(ميكروفون) را بگيره چهار تا انگشتش را بكنه تو دهانش، بعد حرف بزنه. الو الو جنابعالي؟ مگه ما چي گفتيم؟
الو خيلي حرف ميزني حسين آقا . برو به پالتاكت برس.
سيما: ماري، ممد دو كله را بلاك كرد. ادمين هم او را باونس كرد.
حسين آقا: برو بتمرگ ممد. آبرومان را بردي. توله سگ، مهدي، پاتو از رو سيم وردار يه گوشه بگير بنشين.
سيما: مايك مال كبري 2004 است. بيا بالا كبري خانم. ببخشيد مايك مال سكينه خانومه. سكينه خانوم گوشي تلفن را ميگيرد. به اشاره شوهرش پسرشان كنار او مينشيند.سلام دوستان توي اتاق. من سكين هستم. كوفته ريزههام هم حرف نداره. ببخشيد صدا مياد يه دو بزنيد.
سيما: همه اتاق دو ميزنند.بجز ايران فردا.
سكين كوفته ريزه: مي خواستم براتون يه آهنگ بزارم OK؟
سيما: ايران فردا توي تكست نوشته سكينخانوم از ايران نيستي، چون غير ممكنه كه صدا از ايران بدون دي لي(delay) بياد.
سكينه خانم با عصبانيت از دخترش ميخواهد تلويزيون را روشن كند و گوشي تلفن را به بلندگوي تلويزيون بچسباند.
بزن كانال يك: صداي قرائت قران ميآيد.
بزن كانال دو: مراسم دعاي كميل.
كانال سه: حالا ... پاس به علي دايي . توي دروازه ........
سيما: ايران فردا قبول كرد. كه سكينه خانم از ايران تماس ميگيرد.
بقال محله: حالا كه ممد باونس شد ببين ماري نظرش با صيغه چيه ...
چي شد.. چي شد..اي بابا.. برق رفت؟
حسين آقا: عيب نداره آرامشتون را حفظ كنيد.
حسين آقا: الو سيما جون الو..، برق ما رفت يه آهنگ فرنگي بزار. مهدي، تخم سگ بدو بيا هفت هشت تا شمع بيار .
صداي پخش آهنگ فرنگي از بلندگوي تلفن ميآيد.
حسين آقا در حاليكه شمعها را روشن ميكند ازهمسايهها ميخواهد كه شمعها را بالا بگيرند و همراه با آهنگ خارجي دستشان را به سمت چپ و راست حركت دهند.
در حاليكه همسايه هاي حسين آقا مشغول حركت دادن شمعهايش بودند و از اين فضاي مجازي لذت ميبردند، سر و صدايي از داخل كوچه برخاست. محمود خان كه توي محل به فضولي معروف بود،
و توي جلسه پالتاكي راهش نداده بودند، بلند بلند ميگفت: بله خودشان هستند. آخ....آخ ...آخ ببين دارند با شمع اشاعه فحشا مي كنند و موسيقيهاي مبتذل غير مجاز گوش مي دهند.
قسمت دوم: تجارت الكترونيكي را در روزهاي آينده بخوانيد.