تبليغاتX
سینه‌چاک
هندوانه پارتی
می‌دانم از ریز تا درشت منتظر هستید که ببینید شورای نگهبان این دفعه چطوری صلاحیت کاندیداها را رد می‌کند. برای اینکه حوصله‌تان توی این چند روز سر نرود، فکاهه زیر را بخوانید. در ضمن پیشنهاد می‌کنم که به برنامه هفتم رادیو بلاگ آوای سینه‌چاک که امروز آن‌را آپدیت کرده‌ام، تحت نام "حرف حسابت چیه؟" گوش دهید.

عیال سینه‌چاک: من از دست تو نمی‌دانم باید چه‌کار کنم. همین‌جوری این زن فرنگی آنتیک را از تو خیابان‌ها ورداشتی آوردی خانه.به ما چه که توی این مملکت غریبه. تازه ما خودمان هم توی این مملکت غریبیم.
نه‌نه سینه‌چاک: می‌خواهید دو قاچ هندوانه بهش بدهید، ببینید چه الم‌شنگه‌ای راه انداخته‌اید. آبرومان را جلوی این خارجی‌ها نبرید. فقط یک‌شب دیگه مهمان ماست و بعدش می‌ره دنبال کارش. به جای این حرف‌ها برو اون هندوانه‌ها را قاچ کن تا گرم نشدند.
مهمان خارجی: گراند مام چاک، امروز شما خواست پارتی گرفت؟
نه‌نه سینه‌چاک: نه عزیزم. دیروز به خاطر این بود که ما رسم داریم، روز اول برای احترام به مهمان، سفره را از بالا تا پایین مفصل می‌چینیم. ولی ببخشید امروز حاضری داریم. نان و پنیر و هندوانه.آخه می‌دانی مارگریت جان تو که دیگه غریبه نیستی و از خودمانی، گوشت خیلی گران شده است.
عیال سینه‌چاک: دلش خوشه. پارتی؟ هه! من که نمی‌فهمم این فرنگی‌ها حواسشان کجاست. دیروز که آبگوشت به آن خوبی و چرب و چیلی جلوش گذاشتیم، تعجب کرد و گفت اوه شما نان و سوپ برای غذا می‌خورید؟ امروز که نان و پنیر و هندوانه می‌خواهیم بهش بدیم، ذوق کرده و می‌گه پارتی دارید.
مهمان خارجی: اوه مستر چاک شما چقدر خوب است. تو خیلی مهمان دوست هست. پارتی امروز به خاطر من هست؟
سینه چاک: مارگریت خانم جان، سینه چاک نه مستر چاک.عیال تو می‌دانی داستان پارتی چیه؟
عیال سینه‌چاک: ولش کن این فرنگی‌ها یه چیزهایی می‌گن که ما لابد نمی‌فهمیم.
سینه‌چاک: بذار دو کلمه باهاش اختلاط کنیم شاید یه چیزهایی دستگیرمان شود.مارگریت خانم ما اعتقاد داریم مهمان حبیب خداست...
مهمان خارجی: اوه شما حبیب از کجا شناخت؟ من حبیب خیلی دوست داشت. او یک شب که خیلی شب بلندی است هر سال، گفت که فقط به خاطر من یک جشن بزرگ ایرانی می‌گیرد به نام "هندوانه پارتی". شما هم حتما مرا خیلی دوست داشت که امروز برای من هندوانه پارتی گرفت؟
نه‌نه سینه‌چاک: چشم نه‌نه‌ی آقا حبیب روشن. که لابد رفته دو کلمه سوات تو فرنگ یاد بگیره. به جای اون شب یلدا توی خارج هندوانه و انار پارتی راه می‌اندازد.
سینه‌چاک: برای ما که بد نشد. من می‌گم از این فرصت استفاده کنیم،  همه با هم دست بزنیم و تولدت مبارک را برای مارگریت خانم بخوانیم و هندوانه پارتی مفصلی بگیریم. حتی به مارگریت خانم یاد بدیم که چه‌طوری باید توی این پارتی پوست هندوانه را به دندان کشید.

گ          
                               مطالب تا تاريخ    سی و یکم اردیبهشت 1384